|
love and me |
[ ۱۳٩٠/٩/٢٧ ] [ ۱:۱٢ ب.ظ ] [ مریم ]
کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعد رفتن تو بمیره اگه خاطره هام یادم میارن تو رو لااقل از تو خاطره هام نرو کی مثل من واسه تو قلب شکسته ش میزنه آخه کی واسه تو مثل منه بمون دل من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتن تو میکشه لحظه هام تباهه بی تو زندگیم سیاهه بی تو...نمی تونم... [ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۱:۳٤ ب.ظ ] [ مریم ]
[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ٩:٤٩ ق.ظ ] [ مریم ]
[ ۱۳٩٠/۸/٢٩ ] [ ۱٢:٥٤ ب.ظ ] [ مریم ]
نبود
...پیدا شد ...آشنا شد ...دوست شد ...مهر شد ...گرم شد ...عشق شد ...یار شد ...تار شد ...بد شد ...رد شد ...سرد شد ...غم شد ...بغض شد ...اشک شد ...آه شد ...دور شد ...گم شد... [ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:٠٤ ب.ظ ] [ مریم ]
وجودم پاره ای از شب دلم تنهاترین پاییز بساطم بقچه ای اندوه و کوچه مثل من خالی تک و تنها وحتی یک پرنده در هوایش نیست قدم در قلب کوچه میگذارم می بینم غروب برگها را که آرام از هر شاخه ای می ریزد دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانیست نمیدانم چرا در قلب من پاییز طوفانیست... [ ۱۳٩٠/۸/٢ ] [ ۱۱:٤٤ ق.ظ ] [ مریم ]
سلام دوست جونیا...راستش مطلب جدید ندارم فقط دلم بد جوری گرفته و هیچکسم ندارم که حرفامو بهش بزنم واسه همین میخوام اینجا بنویسم الان که دارم اینو مینویسم چشمام پره اشکه،تا حالا تو زندگیم دلم اینجوری نگرفته بود،هیچ کس و ندارم که حرفامو بهش بگم،یه چیزایی هست که نمیتونم به هیشکی بگم و تا آخر عمر بین من و خدا جونم میمونه،از دنیا و آدماش سیر سیرم دلم میخواد دیگه تو این دنیا نباشم زندگیم به یه بن بست رسیده که دیگه حتی تو اون بن بست راه آسمونم برام بسته اس [ ۱۳٩٠/٧/٥ ] [ ۱۱:۱٧ ق.ظ ] [ مریم ]
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی تقدیم به کسی که کنارم نیست اما حس بودنش به من شوق زیستن می دهد اینم از امروز،نظر یادتون نره دوست جونیا!!!!!!!!!!!! [ ۱۳٩٠/٦/۳۱ ] [ ۱٠:٤٢ ق.ظ ] [ مریم ]
|
|